تبليغاتX
از گذر گل تا دل... -

سلام

تا بحال به نحوه دید ادمها دقت کردین؟

اینکه ممکنه هزاران انسان در یه نقطه جمع بشن و همگی

به یه نقطه خیره بشن؟ اگر از اینهمه ادم بپرسیم که چی دیدن

اون قدر پاسخها و برداشتهای متفاوت و متنوعی میشنویم که شاید برامون خیلی

عجیب باشه...

ادمها رو میشه تشبیه کرد به چشمان غیر مسلح ، به دوربینهای دوچشمی ،

میکروسکوپ های معمولی و پیشرفته ، تلسکوپهای معمولی و پیشرفته

و عدسی ها و اینه های مختلف با قدرت دید و تفکیک و نتایج مختلف...

و نیز چشم دل...

شاید دید کلی تمام اینها شبیه باشه ولی چیزی که متمایزشون میکنه

دقت اونهاست...

........

مهم نیست که ادمها چه منظره یا بخشی از این زندگی رو دارن نگاه می کنن

به کوه و دشت و صحرا و کویر یا به جنگل و سبزه زار و گل و ...

به دریا و چشمه و رود و...به ابر و ستاره و اسمون...

یا به کهکشانها و ماورا و فراسوی اونها..

به سلولها و ریز موجودات عالم...

چیزهایی مثل حس امید و یا ارزو و یا  صفا و صداقت و عشق و محبت و

دوستی و....و....که نمود بیرونی اونها رو با چشم ظاهر میشه دید و

ولی ریشه و حس اونها رو با قلب و دل...

پس

به هر چیزی میشه فکر کرد

حتی یه ظرف گلی و سفالی...

ولی

مهم این هست که دید انسان عمیق باشه و جهتش صحیح...

و از این لحظه ای که برای نظر کردن و تفکر میگذاره نتیجه صحیحی بگیره...

هر دیدنی دیدن نیست ...برای دیدن باید درک کرد...

 

گهی ظرفی که تنها از سفال است

برای دقت ادم مثال است

 

تنی بیند خودش را در میانه

دگر بیند در ان دیگر نشانه

 

یکی ان را چو دست و گردن یار

یکی چشمان و یک ابروی دلدار

 

تنی چون جام مینا بیند ان را

در ان بیند زمین و اسمان را

 

تنی ان را چونان ایینه دوست

تنی ان را فقط  همچون رگ و پوست

 

تنی انرا ببیند قطعه ای گِل

تنی بیند در ان جا چهرهء دل

 

تنی نقش و نگار و شاخهء گل

نشان منظری زیبا و بلبل

 

تنی تنها ببیند ظرف خالی

نباشد بیش از این در هر خیالی

 

تنی مظروف ان را دیده لیکن

به ظرفش نه گمانی دارد و ظن

 

تنی در فکر قیمت باشد و ارج

که چون سازد به اموالش فقط درج

 

تنی در ان هزاران نکته بیند

به ساعتها در این معنا نشیند

 

عجیب است قطعه ای گِل اینهمه فکر

هزارن فکر و صد اندیشه صد ذکر

 

اعظم شادکام

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 11:59  توسط اعظم شادکام  |