تبليغاتX
از گذر گل تا دل... -

سلام دوستان...این عید فطر هم گذشت و خدا رو شکر که به خیر و برکت

این ماه مبارک رو پشت سر گذاشتیم...

روزی که گذشت مصادف بود با روز سالمندان عزیز...

سالمندانی که هر کدومشون یه روزی مثل هر کدوم از ماها جوان بودن و

نیرو و نشاط در زندگی اونها موج میزده...هیچ ادمی دلش نمیخواد پیر و ناتوان

بشه اما هیچکسی هم از این قاعده مستثنی نیست و همه ما یک به یک این

دوران رو تجربه خواهیم کرد...دوران نو جوانی به جوانی و سپس ارام ارام

به کهنسالی تبدیل میشه و موهای سیاه به خاکستری و بعد سپید...

نفس های تند و پر حرارت ادمی کندتر میشه و گل شاداب وجودمون

با نسیم زمان برگ برگ میشه و در اسمان توالی روز و ماه و سال به پرواز درمیاد

دوباره دورانی میرسه که انسان حالتی شبیه به کودکی پیدا میکنه...کم توقع

و زودرنج میشه و نیاز به نوازش دستان و حضور فرزندان و میوه های باغ

زندگیش پیدا میکنه...و اونها رو تنها امید روزگارش می بینه...این اتفاق برای تمام

ادمها رخ خواهد داد...برای من و تو برای ما و شما ...و اصلا برای هر کسی

که فکر کنیم...کاش کمی در خلوت تنهاییمون با خودمون فکر کنیم که اگر امروز

دستی به بال اونها بگیریم فردا روز فرزندانمون به طریقی دیگر دستمون رو

 خواهند گرفت...

و حتی اگر چنین اتفاقی هم رخ نده باز باید نیکی کرد و در دجله انداخت...

امیدوارم دلهای این نسلها بهم بیشتر نزدیک بشه و در زندگی های خودمون

و دیگران شاهد خانواده هایی با کانونهایی گرم  و صمیمی باشیم...

برای تمام فرزندان صالح ایران زمین ارزوی موفقیت و تندرستی میکنم...

 

تا که چشمی هم زنی ایام پیری میرسد...

پای چرخ روزگاران هم بگیـــــری میرسد...

باشی ار چــــون یک ستاره ، گَردِ عمـــــر

در میان کهکشـــان راه شیــری میرسد...

 

...........................................................................................

یه طرز شعر و در واقع غزل رو قول داده بودم بنویسم که امشب

به قولم عمل کردم و البته شاید این نوع شعر سابقه داشته باشه

اما شخصا به شکل غزل ندیده بودم..هرچند ندیدن دلیل بر وجود نداشتن نیست...

شک ندارم که تماممون بر این عقیده هستیم که شیرینی غزل

 به فارسی بودن اون هست...

اما تصور کردم با این شیوه میشه فرهنگ و اخلاق رو با بقیه زبانها نیز مختلط کرد

تا انگیزه ای بشه برای یادگیری و تشویقی بشه برای ارتباط بین فرهنگ ها و زبانها

قطعا این شعر بدون اشکال نخواهد بود...

اگر راهنمایی و یاری کنین که بسیار ممنون میشم و اگر تحمل کنین

که باز نیز  بنده نوازی کردین...

...

گر چه تا حدی تــــوان دارد بدن

لیکن ادم نیست تنها جسم و تن

 

روُح الاِنسان قادر بِالصّبروحلم

یَستَطیعُ بِالنَّجــــاه مِن رَسَـــن

 

    if you fall down but you rise at once quick  

 *you،re recognized as a big and wiry man

 

گه بلندت میکند دنیا به اوج

گه زمینت میزند چرخ زَمَــن

 

لَیسَ هَزم اِنتِهاء فِی الحَیاه

السُقوطُ اِبتِلاء المُمتَحَــــن

 

you can endure your difficulties too nice 

or you can fiz right alike fish in a pan

 

ادمی را تجـــربت باشد عزیز

پخته تر گردد به انواع مِحَـن

 

المَصائب کَالصِّقال لِلبَشَر

و نُدِقّ یَومِیا هذَا السَــــفَن

 

because of you have the wisdom and belief

so you can smash problems like a fan

 

هر چه گفتیم از مقام صبر رنج

قطره ای بود از دم بحر سخن

 

اعظم شادکام

*wiry:در اینجا به معنای پر طاقت

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 3:34  توسط اعظم شادکام  |